دیگر چیزی نخواهم نوشت. دیگر این وبلاگ به روز نمی شود. دیگر درسایت ها پیغام نخواهم نهاد. دیگر می مانم تا روزگاری دیگر را تجربه کنم. روزگاری که این گونه نیست.
شعرهایم را هم به جز در نشریات منتشر نخواهم کرد.نقدهایم بر اشعاری که می خوانم را هم فقط به نشریات خواهم داد. می مانم تا سنگ شوم می مانم تا سنگ نفس بکشم می مانم تا بدانم سکوت سکون می شود یا نه. می مانم که ذخیره احتمال هم از من بگذرد و مرا رهای آمدن ها و رفتن های مدام و مداوم کند. آتش که به جان خاک افتاد هر کس نسوخت دلسوز نبود. اما دیگر گذشته. هم آتش هم خاک و هم ما و من اجتماعی مان. وجدان اجتماعی هم حال و روز خودش دارد. باید منتظر ماند و در سکون شرایط مسکون را به تجربه نشست.
چراغ این خانه اما همچنان خواهد سوخت. می سوزد که پیش از این نیز سوخته و روشن بوده. رفتن صدای نیامدن ندارد اما که دلت همواره اینجا می تپد. لای همین کلمات. بین همین جملات و روی همین کوهی که با بدنهای نازنینی سبز شده است. بگذار تو همچنان هیچ باشی. این کوه رشد از همین هیچ ها گرفت و دماوند شد.
برای همیشه بدرود
امروز در بوشهر هم روز خبرنگار بود. من از سال 76 در همه جلسات استانداران با روزنامه نگاران بوشهری شرکت داشته ام. سال قبل هم رفتم ببینم چه خبر است. دیدم که عکس خر و گور خر به روزنامه نگاران هدیه دادند. منم حسابی آتیش به پا کردم طوری که بین حضرات جنگ در گرفت. این بار هم به همین دلیل رفتم ببینم چه خبر است. استاندار بازنشسته بوشهر بیش از ده بار از روزنامه نگاران خواست که عملکرد ایشان را برای مردم در فواصل مختلف منتشر کنند تا مردم بدانند ایشان چه کرده اند. من مانده بودم چه کنم. ایشان حدود 150 نفر رپرتاژ نویس می خواست نه روزنامه نگار منتقد.
در آخر جلسه هم به هر کس نمی دانم چقدر هدیه داد. من پشت پاکت پولی اش نوشتم آقای استاندار بوشهر را به کارگاه سازندگی تبدیل کنید. اگر هم نمی توانید استعفا بدهید. این بهترین هدیه به من است.
پاکت را به او تحویل دادم. داد کشید که تو کوری و نمی بینی که من بوشهر را به کارگاه سازندگی تبدیل کرده ام. آن موقع فهمیدم که منظور ایشان از کارگاه سازندگی با من خیلی فرق می کند. من کارگاه سازندگی را یک پتروشیمی می دانم و ایشان یک کارگاه کوچک بلوک زنی. به همین دلیل از ایشان عذر می خواهم.
فحش و بد بیراهش هم مهم نیست. به هر حال کبر سن دارد و مانند خیلی از افراد که دوست دارند در سنین کهولت بیشتر در مسندی بمانند از اساعه ادب من ناراحت شد. این هم هدیه روز خبرنگار امسال من.
یکصد و پنجمین سالگرد مشروطه که هنوز هم همزمان است با سالگشت تشنگی و استسقا و عطش برای یک ملت و یکصد و پنجمین سالروز ریخته شدن خون جوانان آزادی خواه ایران گرامی باد.
یاد همه شهدا را گرامی می دارم. از میرزاجهانگیرخان تا ندا آقاسلطان
مرحوم اخوان ثالث در سالهای ابتدای دهه سی به زندان می افتد. بعد از مدتی به واسطه یکی از دوستانش قرار می شود شعری بسراید تا شاه وقت او را ببخشد و از زندان آزاد کند. او هم قصیده ای می نویسد که ظاهرا برای عذرخواهی بوده است. در یکی از بیت های این شعر می گوید: ابله نیم که خاک وطن را که پر زر است/ بگذارم و زراعت در کنگور کنم. در آن زمان کسی نفهید که این شاعر بزرگ شاه را با یزید مقایسه کرده است. باید بیش از سی سال می گذشت و اخوان فوت می کرد تا بزرگی بنویسد این بیت برآمده از بیتی است که برآمده از فرهنگ عامه است و آن بیت هم این است:
یا بیا با یزید بیعت کن
یا برو کنگور زراعت کن
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا با هم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد
دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
در تاریخ ٢١ خرداد ٨٨ هفته نامه بیرمی با من مصاحبه کوتاهی کرد که خوشبختانه منتشر هم شد. من در آنجا علت رای دادنم به احمدی نپاد را بیان کرده بودم. این روزها که شکاف بین اصولگرایان بیشتر شده این مصاحبه را باز منتشر می کنم:
سیامک برازجانی، شاعر و نویسنده:
امیدوارم احمدی نژاد انتخاب شود
1. در ایران به دلیل مشخص نبودن وضعیت اقتصادی کشور در کلیه زمینه ها دولت ها به شکل جزیره ای عمل می کنند به همین دلیل هم یکی می خواهد نفت را بر سر سفره مردم بیاورد و یکی می خواهد آن را از سفره دولت بردارد. هیچ قانون بلند مدت اقتصادی مدون و عملیاتی تا کنون در کشور ما به صورت بلند مدت اجرا نشده و محصول مشخص به مردم ارائه نداده است به همین دلیل هم در یک دولت عسلویه متولد می شود و در دولت دیگر به کما می رود و هیچ پرسشگری هم وجود ندارد که از دولت حساب خواهی کند. در این شرایط میلیارد، میلیارد هم اگر گم شود کسی خم به ابرو نمی آورد و در مسیر دولت در جهش های اقتصادی تغییری ایجاد نمی شود به همین دلیل هم بسته به کرم دولت آینده و رئیس دولت وضع اقتصادی مردم شاید کمی بهتر شود.
2. امیدوارم احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور دهم انتخاب شود زیرا کارهای بسیار زیادی و ساختاری مانده که باید انجام شود و هنوز تکلیف خیلی از زیر ساخت ها مشخص نشده و احمدی نژاد مرد این عرصه است، حضورش را برای تسریع در حرکت اصلاحی در چارچوب قانون اساسی در آینده بسیار ضروری می بینم و به او رای خواهم داد.
3. دولت نهم شکاف بین ملت – دولت را افزایش داد. فقر گسترش یافت و برنامه های اقتصادی به خواست و عمل رئیس جمهور تعطیل یا ناکام ماند در نتیجه نارضایتی عمومی از جناح راست در حال افزایش است.
احمدی نژاد مردم داری را در انجام کارهای موردی می بیند نه داشتن برنامه و اجرای آن، مقبولیت ایشان هم از همین جا نشات می گیرد که با انتخاب مجدد ایشان و انجام کارهای موردی نارضایتی عمومی را افزایش خواهد داد و شکاف در اصولگرایان منتهی خواهدشد به همین دلیل اصلاح طلبی در آینده می تواند در چارچوب قانون اساسی ساختارها را دگرگون و زیباتر کند و اصولگرایی به کُمای بلند خواهد رفت.
منبع:http://www.bairami.com/News/?id=2457
در چند هفته اخیر دو بار برای دیدار عمو حسن به شیراز سفر کرده ام. سفرهای بسیار خوب و بی نظیری بوده.در این سفرها با عمو مصاحبه می کنم و او هم بزرگوارانه همه سوالات من رو جواب می ده. البته قرار گذاشته ایم که فعلا متن این گفتگوها جایی منتشر نشه تا بعد...
در سفر اخیرم به شیراز که دیروز اتفاق افتاد درباره تاریخ بوشهر و تمدن این شهر و بافت فرهنگی استان از ایشان سوال کردم. ایشان نیز بزرگوارانه و با دقت فراوان پاسخ داد. یکی از نکات قابل تامل و مورد تاکید ایشان که به سابقه تمدنی مردم استان بوشهر باز می گشت این بود که بی تردید مردم استان بوشهر از جمله ی پیشروترین مردم کشور بوده اند که با تمدن غرب آشنا شده و در زندگی شخصی خود با این وسایل و ابزار و چه و چها دمخور بوده اند. ایشان در ادامه می گفت مثلا در شهرستان دشتی که به لحاظ جغرافیایی در مسیر حرکت کاروانهای تمدنی نبوده است (به این دلیل که راه خروجی بوشهر در صادرات ابزار و ادوات تمدنی عموما به سمت شیراز بوده است نه بندرعباس) مردم این شهرستان فرضا با بازی پوکر کاملا آشنا بوده اند.
ایشان می گفت این مورد خاص حیرت انگیز است زیرا اگر ما به شاعران دوره بازگشت و عصر ناصرالدین شاه نگاه کنیم می بینیم که همه آنها در یک جغرافیای زبانی بسیار محدود سیر می کرده اند و بیشتر به زیبایی های ستوده شده ادبیات کلاسیک به شکل کاملا انتزاعی می پرداخته اند اما در همان زمان احمد خان دشتی (معروف به احمد شاه) که از نظر بسیاری از تاریخ دانان ایرانی بزرگ ترین قهرمان مبارزه با استعمار پیر بوده است یک شعر دارد با این مضمون:
احمدا ای که شاه خوبانی
بی بی بخت باد دمسازت
چهار آسیم ما نمی ترسیم
از سه لکاته و دو سربازت
گویا در بازی پوکر داشتن سه بی بی و دو سرباز نشانه برد حتمی فرد است اگر طرف مقابل چهار تک ورق در دستش نباشد.
اگر کسی با بازی پوکر آشنا باشد می بیند که احمد خان در این شعر بسیار کوتاه به بهترین شکل ممکن اصطلاحات این بازی را در شعر آورده است. همین دوبیت کافی است که نشان دهد مردم این استان چندین دهه از مردم سایر نقاط کشور جلوتر بوده اند.
این گفته ریز بینانه عمو برایم بسیار جالب بود. دیدم حق می گوید شهرستان دشتی به واسطه حضور بزرگانی همچون احمدخان در تاریخ مبارزات مردم جنوب نقش بسیار مهمی دارد که البته این موضوع به دلیل آشنایی خان متمدن آن دوره با بازی پوکر نبوده است. این شعر صرفا نشانه ای از جهان دیدگی و به تبع آن وجود نوع ولو ناقصی از مدرنیته در یکی از شهرستان های استان بوشهر بوده است که مناسبات فرهنگی این شهرستان را با سایر استانهای کشور در آن دوره متمایز می کرده است.
دیگر کنار آمدنت نی زار
رنگ گلی دارد
که در چشمانمغرق می شود
گنجشک های آینده
سالهاست
روی سایه های افتاده بر سراب
آواز می خوانند
اما ابر
گاوی برای زمین نمی شود
تا باران دست سبزش را بگیرد
و آوندهای تشنه
گوش از تمنای آسمان
بخوابانند
روی هر راهی اگر تشنه بگذری
لبخند روی تمام حس هایت
جیغ می کشد
و پرسش های کهنه
روی رفتن های تازه
فسیل می بندد
رودخانه های شیرین
چاشنی هیچ دریایی نمی شوند
آمدن از پاهایت
روی اشتیاق من
فسیل بسته
اما گاوی در آسمان
ماغ نمی کشد
آب از غریزه سراب
شیرین نمی شود هرگز
# # #
از نی زارهای کنارِ آمدنت
هزار گل
به رنگ سراب شکفته
و هزار ماهی دریازی
روی رفت و آمدهای ناتمام
فسیل بسته
7/7/1389
نظرات ()